السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
545
تفسير الميزان ( فارسي )
مشركين نازل شده ، « 1 » و نيز در تفسير طبرى آمده كه عبد الملك بن مروان به انس نوشت معناى اين آيه چيست و انس در پاسخش نوشت كه اين آيه در شان آن چند نفر عرنيها كه شاخه و گروهى از بجيله بودند نازل شده ، انس اضافه كرده كه اين چند نفر از اسلام برگشتند ، و آن چوپان را كشته شتران را با خود بردند ، و سر راه را بر مردم گرفته ، امنيت را از بين بردند و حتى با زنانى فجور و زنا كردند ، رسول خدا ( ص ) از جبرئيل حكم آنان را پرسيد كه بطور كلى در باره محارب چه قضاوتى بايد كرد ؟ جبرئيل گفت : كسى كه دزدى كند و راه را ناامن كند ، ناموس محترم را حلال بداند ، و يا به عبارتى با زن مردم زنا كند ، بايد او را بدار بياويزى « 2 » رواياتى از اين قبيل . و ليكن آيه شريفه بدان جهت كه مطلق است مؤيد خبر كافى است ، و ما اين را هم مىدانيم كه روايات شان نزول نمىتواند ظاهر آيه اى را مقيد كند . و در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه وَابْتَغُوا إِلَيْه الْوَسِيلَةَ . . . » ) * آمده كه امام فرمود يعنى به وسيله امام به درگاه او تقرب بجوئيد . « 3 » مؤلف : يعنى به وسيله اطاعت امام به درگاه خدا تقرب بجوئيد ، و اين روايت هم از باب تطبيق كلى بر مصداق است مىخواهد بفرمايد يكى از روشنترين مصاديق وسيله ، اطاعت امام است ، نه اينكه اطاعت امام وسيله منحصر به فرد باشد ، و نظير آن روايتى است كه از ابن شهراشوب نقل شده كه گفت امير المؤمنين ( ع ) در تفسير آيه * ( « وَابْتَغُوا إِلَيْه الْوَسِيلَةَ » ) * فرمود : منم وسيله خداى تعالى . « 4 » و قريب به آن روايت ، روايتى است كه در كتاب بصائر الدرجات به سند صاحب كتاب از سلمان فارسى از على ( ع ) نقل شده ، و بعيد نيست كه اين دو روايت از باب تطبيق نباشد ، بلكه از باب تاويل باشد و اين با خواننده است كه در متن آن دو ، دقت كند و ببيند كه چه مىفهمد ؟ تطبيق يا تاويل ؟ « 5 » . و در مجمع البيان است كه از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه فرمود : از
--> ( 1 ) جامع البيان ج 6 ص 133 . ( 2 ) جامع البيان ج 6 ص 134 . ( 3 ) تفسير قمى ج 1 ص 168 . ( 4 ) مناقب ج 3 ص 75 . ( 5 ) بصائر الدرجات ، ص 216 ح 21 .